سیمای زنان در آیین زرتشت
وقتی موضوع حقوق زن در یک آیین و مذهب پیش می آید و مطرح می گردد – ورای بعد شخصیتی و اخلاقی و انسانی ،که برای هر کسی نسبی است – قسمت عمده ی آن مربوط به احکام می شود که در آن مذهب، برای زن منظور گردیده است. نا گفته پیداست که در کتابها و مجلات و مقالات موجود و قابل دست رس، که در باره ی دین زرتشتی نگاشته شده اند، به جز موارد اندکی به احکام و قوانینی بانوان اشاره نشده است؛ به ویژه در نوشته هایی که به زبان کردی تحریر شده اند، کمتر اشاره ای نیست. شاید بخاطر احکامی باشد که چندان چنگ به دل نزند و یا حتی نزد خود روشنفکران زرتشتی اصلا قابل قبول نباشد؛ چون مباحثی مثل میراث زن، قتل زن در مواردی، احکام مربوط به دوران قاعدگی، ازدواج با محارم و… حتما قابل بحث و نقاش هستند. حالا به پاره ای احکام، از مصادر موثق زرتشتیان می پردازیم :

عبادات
«در کتاب “اوستا” با اینکه تقریباً تفاوت محسوسی میان عبادت زن و مرد نیست، اما در منابع ما بعد دینی این آیین، نیایش برای زنان – بر خلاف مردان – واجب نیست؛ به طوری که در «صد در نثر» آمده است: «اول آنکه در دین اویزه مزدیسنان زنان را نیایش نفرمودند؛ دوم اینکه نیایش ایشان آن است که هر سه با مداد، نماز پیشین و نماز شام، در پیش شوهر خویش بازایستند و دست کش کنند و گویند که تو را چه اندیشه است تا من آن اندیشم و تو را چه می یابد تا من آن گویم و تو را چه می یابد تا من آن کنم که فرمایی، هر چه شوهر فرماید، آن روز بر آن بباید رفتن و البته بی رضای شوهر، هیچ کاری نکردن تا خدا از آن خشنود باشد .» (صد در نثر، فصل59).
در روایت پهلوی – یکی دیگر از منابع زرتشتیان – زنان نیایشگر مجاز به ادای نذری و پیشکش برای ایزدان (استفرید) و نیز تناول از این نذری نمی باشند ونیز نمی توانند به آتشگاه بروند . (روایت پهلوی، فصل17، بند23:2).
ارث
یکی از عمده اشکالی که لا یزال از فقه اسلامی گرفته می شود، موضوع میراث زن است. اما می بینیم در فقه زرتشتیان هم ارث زن و مرد مساوی نیست!
«د راوستا، اشاره ای به ارث زنان نشده است. اما در فقه امروزی زرتشتیان، زن، مستحق یک ششم میراث شوهر، و دختر، مستحق نصف سهم پسر از ارث شناخته شده است . (حقوق زن در کشاکش سنت و تجدد، 1384، ص106).
قاعدگی
«آیین زرتشت زن حائض را به مدت نه روز نجس می شمارد، حتی نفس چنین زنانی را نا پاک می داند و به همین خاطر نیز هست که آن فردی که برای زن حائض خوراک می برد، باید در سه گامی وی بایستد؛ اوستا همچنین مؤمنان را توصیه می کند تا خوراکی اندک به زن دشتان بدهند، تا مبادا از این تغذیه در وجود او نیروی اهریمنی تقویت شود .» (اوستا، وندیداد، فرگرد شانزدهم، بخش یکم، بند6و7).
«یک مؤمن آیین زرتشت – به تبعیّت از آموزه های فقهی این مذهب – زن دشتان (حائض) را ذاتاً «نجس» تلقی می کرده، تا جایی که از نظر او، روح و حتی نگاه و نفس زن دشتان نیز از این حکم، مستثنی نبوده است؛ چنین زنی طبق آیین زرتشت باید خود را از دیگران دور نگاه می داشت و از کارهای روزمره در نه شبانه روز، دست می کشید و همچنین جامه ی خود را در مدت یاد شده، به طور مرتب تعویض می کرد. در واقع می توان گفت معنی این حکم، این بوده است که زن باید تقریباً یک سوم از دوران جوانی خود را از حیات اجتماعی محروم می ماند و به طور مجرّد زندگی می کرد، ابلته این مدت تنها در مورد زنی بوده که حائض می شد و گرنه این دوره ی عزلت با زایمان و تابوهای مربوط به آن افزایش می یافت و در نتیجه، زمینه ی انزوای اجتماعی زن را فراهم می ساخت . (حقوق زن در کشاکش سنت و تجدد، 1384، ص76).
“وَندیداد درباره ی زنان در حالت (عادت ماهیانه) می گوید: باید با زنان و دختران در حالت قاعدگی طوری رفتار گردد که با گناه کاران در حال گناه رفتار می شود، آنان در این حالت نجس و ناپاکند، باید مانند دیو و شیاطین با آنان معامله شود؛ باید به دور ازمناطق مسکونی نگه داری شوند و با کمترین خوراک (تنها نان خشک) قناعت نمایند، اگر کسی برایشان نان و آبی بیاورد، باید سه گام از آنان فاصله بگیرد، هر بچه ای از سر عطوفت و مهربانی دستش به مادرش خورد، این بچه نجس شده، و باید پاک گردد . (کورد و ئایینی زه رده شت، مه حه ممه د ئه حمه دیان، ص54 به نقل از تاریخ مطالعات دینهای ایرانی، هاشم رضی، ص123)0
مصطفی حسین طبا طبایی در رساله ای به نام «آیین زرتشت از دیدگاه ما» در این مورد نوشته است: در وندیداد تکلیف زنی را که کودکی مرده بزاید، چنین تعیین گردیده است:«ای آفریننده ی جهان جسمانی و ای مقدس، بگو بدانم، نخستین خوراک و غذای این زن چه خواهد بود؟ اهورامزدا پاسخ داد و گفت: این زن باید یک مقدار خاکستر آمیخته با شاش گاو به اندازه ی سه لقمه، شش لقمه یا نه لقمه میل کند». (وَندیداد، ترجمه دکتر موسی جوان ص128).
در وندیداد نسبت به زنانی که حائض شده اند، چنین آمده است: «این زن هر گاه پس از نه شب باز هم در خون حیض باشد، چنین معلوم خواهد شد که دیوها در جشن و بزرگداشت خودشان، آفت خود را به این زن نازل ساخته اند، مزدا پرستان در این موقع باید یک معبر (گذرگاه) که از درخت و گیاه خالی باشد انتخاب نمایند و سه سوراخ در زمین بکنند و زن را در دو سوراخ، اول با شاش گاو و در سوراخ سوم، با آب شستشو دهند». (وندیداد، ترجمه دکتر موسی جوان، ص140).
همچنین آقای طبا طبایی به نقل از وندیداد، جلد3، ص725 با پژوهش، هاشم رضی، می نویسد: البته این شستشو ویژه ی زنان حائض نیست و وضو با «کَمُیز» یا «گومِز» [احتمالاً همان “گامیز” در زبان کردی] یعنی: ادرار گاو در آیین زرتشت شهرت دارد و ظاهراً خبر همین قانون به “ابی العلّا معرّی” (شاعر عرب) رسیده که گفته است:
عَجِبتُ لِکَسری و أَشیاعِهِ و غَسلَ الوجوهِ بِبَولِ البَقَرِ!
در شگفتم از خسرو و پیروانش که چهره ها را با شاش گاو همی شویند!
(طبا طبایی، مصطفی حسین، آیین زرتشت از دیدگاه ما، ص9).
شهادت )گواهی دادن)
«در اوستا، مطلبی درباره شهادت و گواهی زنان وارد نشده ». (حقوق زنان در کشاکش سنت وتجدد، ص105). ولی در کتاب «مینوی خرد» از آثار کهن پهلوی آمده است: «و این را به عنوان گواه نباید پذیرفت: زن و کودک نا بالغ و مرد بنده را ». (مینوی خرد، پرسش38 بند37).
نفقه
«د راوستا، حکم صریحی درباره ی نفقه ی زن وجود ندارد و در آن تنها یک آیه در خصوص نفقه ی زن وارد شده که آن هم درباره ی دختر دوشیزه یا بانوی جوانی است که مرد با او همخوابگی کرده و دختر یا بانو آبستن شود، که در این صورت حکم این است که تا هنگام وضع حمل زن، نفقه و نگهداری زن بر ذمه ی شوهر می باشد و چنان چه مرد آن چنان که سزاوار است از زن نگاه داری نکند و گزندی به کودک برسد، به خاطر سرباز زدن مرد از نگهداری شایسته ی زن، پادافره (کیفر) گناه کشتن آگاهانه بر مرد رواست ». (حقوق زنان در کشاکش، ص109).
«در آیین زرتشت، شوهران موظف هستند تا زنان خود را روزانه، دو دو قطعه نان خشک و یک مقدار آب شربت جو بدهند ». (حقوق زنان در…، ص109، به نقل از مجموعه قوانین زرتشت، ترجمه ی دکتر موسی جوان، ص39).
طلاق

در آیین زرتشت، طلاق زن، تنها در چهار مورد رواست: «یکی آنکه بستره ی شوهر خویش ببرد و بی رسمی کند و نا شایستی از اوپدیدار آید0 دوم آنکه دشتان (قاعدگی) پنهان کند و شوهر نداند و سوم آنکه جادوی کند و آموزد و چهارم آنکه فرزند ازش نزاید ». (حقوق زن در کشاکش، ص110، به نقل از «صد در بندهش»، فصل34، بند 8 تا 13).
حقوق
«کریشیان بارتُلُمه (Bartholomae) خاورشناس آلمانی در کتاب «زن در حقوق ساسانی» ترجمه ی دکتر ناصرالدین صاحب الزمانی می نویسد: «در امپراتوری ساسانی بنابر قوانین متداول، از قدیم زن شخصیت حقوقی نداشت، یعنی زن، شخص فرض نمی شد، بلکه شیء پنداشته می گردید…وی از هر لحاظ تحت سرپرستی و قیومت رئیس خانواده که “کَتَک ختای” (کدخدا) نامیده می شد، قرار داشت. این رئیس خانواده ممکن بود، پدریا شوهر و یا در صورت مرگ آنها، جانشین آنها باشد. اختیارات این قیّم یا رئیس خانوار، کمتر محدودیتی داشت. تمام هدایایی که احیاناً به زن یا به کودکی داده می شد و یا آنچه بر اثر کار و غیر آن تحصیل می کردند عیناً مانند درآمدهای اکتسابی بردگان، همه متعلق به این رئیس خانوار بود». (طبا طبایی، مصطفی حسین، زن در آیین زرتشتش و بهائی، ص 1و2).
قوامت
«در اوستا، قوامت مردان بر همسران به عنوان یک اصل دینی پذیرفته شده و فرمان برداری زن از شوهر، از اوجب واجبات است؛ چنان که در «صد در بندهش» آمده است: «هر زنی که چهار بار گوید به شوهر خویش «من تو را نخواهم و زن تو نباشم»، اگر یک شبانه روز هم بر این سخن باشد، مرگرزان [اعدام] دوزخی باشد و هر زنی که فرمان شوهر نبرد و آنچه فرماید نکند، او را بدان شوهر، هیچ حقی نرسد که خواهد، اگر نان و نفقه ندهد گناهش نباشد ». (حقوق زنان در…، ص108 به نقل از «صد در بندهش»، فصل34).
همچنین در همین منبع می خوانیم: «زن چون پسر که سه بار جواب پدر باز دهد و فرمان پدر نبرد، اگر جواب شوهر باز دهد و فرمان شوهر نبرد مرگرزان (اعدام) باشد و کشتن او واجب بود به دین ». (حقوق زنان….ص108، به نقل از صد در بندهش 101و102؛ ایضاً «روایت پهلوی»: 45).

خریداری زن!
کِلمان هِوار (Huar) خاور شناس فرانسوی در کتاب «ایران و تمدن ایرانی» ترجمه ی حسن انوشه، صفحه ی160 می نویسد: «آثاری از خرید زن در دوره ی ساسانی وجود داشت. بنابر این رسم، همسر آینده مبلغی معین پول یا کالایی معادل آن مبلغ، به والدین زن می داد لیکن بنابر [کتاب] دینکرد: اگر پس از ازدواج معلوم می گردید که زن ارزش مبلغ پرداخت شده را ندارد یعنی نازا بود، این پول می بایست به شوهر پس داده شود»! (طباطبایی، مصطفی حسین، زن در آیین زرتشت و بهایی، ص2).
زنا
«در اوستا زن در صورتی که سه بار مرتکب زنا شده باشد، محکوم به مرگ رزان (اعدام) است ». (حقوق زنان…، ص111، به نقل از اوستا، وندیداد، فرگرد هجدهم، بخش چهارم، بند62).
ازدواج
«در آیین مزدیسنا تشکیل خانواده بر اساس مهر بین زن و مرد، پایه ای مستحکم برای بقای جامعه در سعادت و خوشبختی است. در وندیداد فرگرد چهارم، بند47، اهورامزدا می گوید: «ای اسپیتان زرتشت، هر آینه من، مرد زن دار را بر بی زن و مرد خانه دار را بر بی خانمان برتری می دهم». در این دین طلاق اختیاری نیست و مهریه در مراسم ازدواج ثبت نمی شود». و در وندیداد،؛ فرگرد سوم، می گوید: «هر کس به سن بلوغ رسید باید همسری برای خود برگزیند ». (محمدی، جلیل، دین زرتشت، 1389، ص153).