بخش سوم(بخش اول): 

در سلسله مقالات گذشته، برای جلوگیری از ارتکاب گناه، دو راه اصلی را معرفی نمودیم: ۱- اولویت قرار دادن دشمن شناسی؛ یعنی به این درک دست یابیم که شیطان دشمن آشکار ماست و راه‌های حمله او را بشناسیم و برای مقابله با آن، مجهز به سلاح‌های لازم و متناسب گردیم. ۲- سعی اصلی ما بر این باشد که در شرایط گناه قرار نگریم و در صورتی که از روی جهل و غفلت مرتکب گناه شدیم، پس از توبه از انجام آن، تمام اسباب و وسایلی را که شرایط انجام فعل گناه را برای ما به وجود آورده از میان برداریم.
در این شماره به برخی دیگر از راه‌های جلوگیری از ارتکاب گناه اشاره خواهیم کرد.
اصل شناخت انواع گناه:
یکی از دلایل اصلی انجام گناه این است که ما انواع گناه را نمی‌شناسیم و این عدم علم، باعث حرکت ما به سمت فعل گناه می‌گردد.
در توضیح باید گفت گناه در قالب چند نوع دسته بندی قرار می‌گیرد:
گناهان شیرین و غیر شیرین
گناهان کبیره و صغیره
حق الله، حق النفس حق الناس
گناهان شیرین و غیر شیرین
گناهان شیرین گناهانی هستند که انسان برای دستیابی به یک لذت حرام مرتکب می‌شود. این لذت‌ها ریشه در ذات و غریضه انسانی دارند و خداوند برای پاسخ به آن‌ها مسیرهای حلال را فراهم آورده است. اما برخی از این مسیرها عدول کرده و سعی در پاسخ به این غرایض و کسب این لذت‌ها از راه‌های حرام دارند. مانند گناه زنا، روزه خواری و … .
گناه غیر شیرین، گناهانی هستند که انجام آن هیچ گونه لذتی برای انسان به همراه ندارد اما نفس اماره، فرد را به انجام آن سوق می‌دهد. باید گفت برخورد خدا در مقابل ارتکاب گناه غیر شیرین محکم‌تر و سخت‌تر خواهد بود؛ زیرا هیچ گونه کسب لذتی باعث ارتکاب فرد به این گناه نشده است، بلکه تبعیت کامل از نفس و بندگی شیطان، فرد را به سمت ارتکاب این گناه سوق داده است.
از این رو خداوند غیبت را که گناهی غیر شیرین است بدتر از زنا که گناه شیرین است عنوان کرده است. نکته لازم به ذکر این است که اکثر گناهان غیر شیرین که با پاسخ کوبنده‌تری از سوی خدا مواجه می‌شود، حق الناس است مانند تهمت زدن، غیبت کردن، ظن گناه به کسی و … .
نکته تأسف برانگیز این است که برخی افراد آنچنان در گناهان غیر شیرین غوطه ور شده و به انجام آن عادت می‌کنند که به تدریج این گناه را برای خود به گناهی شیرین بدل کرده و از انجام آن لذت می‌برند.
گناهان کبیره و صغیره
گناه کبیره معصیتی است که پرده‌دری و سرکشی بیشتری در مقابل حق تعالی دارد؛ از این رو مؤمن به واسطه ایمان قلبی و عملی که به خداوند دارد نباید مرتکب این گناهان شود. مانند سِحر، یاس از رحمت الهی، دروغ، اسراف، زنا و… .
(می‌توانید برای مطالعه بیشتر پیرامون گناهان کبیره و چگونگی مبارزه با آن‌ها به کتاب «گناهان کبیره» شهید دستغیب مراجعه نمایید.)
گناه صغیره به عنوان گناه کوچک در برابر گناه بزرگ شناخته می‌شود که در قرآن مجید از آن تعبیر به ‌«لمم» و «سیئة» شده است:
الَّذِینَ یجْتَنِبُونَ کبائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَ حِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّک وَ سِعُ الْمَغْفِرَةِ» «نجم ۵۳»
کسانی که از گناهان بزرگ و زشت کاری‌ها جز لغزش‌های کوچک دوری می‌کنند [مورد آمرزش‌اند] یقیناً آمرزش پروردگارت گسترده و وسیع است.
إِن تَجْتَنِبُواْ کبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکفّرْ عَنکمْ سَیاتِکمْ وَنُدْخِلْکم مُّدْخَلًا کرِیمًا» «نساء ۴»
اگر از گناهان بزرگی که از آن‌ها نهی می‌شوید دوری کنید، گناهان کوچکتان را از شما محو می‌کنیم، و شما را به جایگاهی ارزشمند و نیکو وارد می‌کنیم.
نکته لازم به ذکراین است که مطابق با روایات معصومین، هرچند این دسته از گناهان کوچک هستند اما استمرار در ارتکاب آن‌ها، باعث انجام گناه کبیره خواهد شد؛ بنابراین دوری از آن‌ها لازم است. مانند: حـسـودی کــردن بر دیگران، فـحـش گـفتن و زبان درازی کردن و … .
نکته دیگر این است که نباید گناهان کوچک را بی اهمیت شمارد. گاهی یک گناه کوچک مثل لبخند قطام به ابن ملجم، در دومینوی الهی، اثر وحشتناک داشته و تاریخ را دگرگون می‌کند.
حق الله، حق النفس، حق الناس
حق الله: همه اوامر و واجباتی که منحصر به ارتباط خاص فرد با خداوند است و انسان‌های دیگر در آن دخیل نیستند حق الله است؛ مانند نماز، روزه، حج و سایر عبادات… .
حق النفس: حقی که وجود ما اعم از مادی و معنوی یعنی جسمی و روحی بر گردن ما دارد و اگر آن را مراعات ننماییم مطابق با آیات و روایات در روز حساب از سوی اعضای بدن خود، مورد بازخواست قرار می‌گیریم. از این روست که گناهی مانند خودکشی گناهی نابخشودنی است و همچنین در صورت ارتکاب گناه توسط چشم و یا دست و … در روز حساب، آن عضو مدعی شده و از فرد گناهکار که او را به سمت گناه سوق داده و انجام ثواب توسط آن جلوگیری کرده است در پیشگاه الهی شکایت می‌کند.

حق الناس: حقوقی که از مردم بر عهده فرد است و بر او واجب است که

در صورت عدم رعایت آن، علاوه بر توبه الهی رضایت صاحب حق را جلب کند. حق الناس از اموری است که خداوند از شهدا نیز آن را طلب می‌کند و این نشان دهنده میزان اهمیت حق الناس است.
نکته مهم این است که کسی که بیت المال دست اندازی می‌کند، نه تنها به یک فرد بلکه به کل جامعه مدیون می‌گردد؛ از این رو، در روز حساب، با وضع نابسامانی مواجه می‌شود زیرا نیازمند کسب رضایت از تمامی مردم می‌باشد. به این دلیل است که حضرت امیر المومنین (ع) توجه خاص و ویژه ای به بحث بیت المال داشته‌اند.
نکته دیگر در بحث حق الناس، بستن مسیر خیر است. کسی که در مسیر خیر مانع قرار دهد، دچار حق الناس گسترده‌ای می‌شود زیرا تمام افرادی که در صورت ورود به آن مسیر هدایت و سعادتمند می‌شدند و با عمل او دچار گمراهی شده‌اند، حق خود را از او می‌طلبند. از این رو در روایات بر این تاکید شده است که کسانی که غاصب حق اهل بیت بوده‌اند تا ابد در جهنم خواهند ماند، زیرا آنان ورود به راه خیر را سد کردند و از این رو تا ابد در ارتکاب گناه از سوی هر گناهکاری شریک هستند.
نکته قابل تأمل این است که اگر گناه ما باعث تأخیر در امر ظهور حضرت بقیه الله الاعظم گردد، منتظران آن حضرت در روز حساب با ما برخورد کرده و حق خود را از ما می‌خواهند زیرا ارتکاب آن گناه مانع قرار گرفتن آن‌ها در مسیر رشد شده است.

عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنیم
اصل دیگر توجه و درک نکته «عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنیم» می‌باشد. توجه کامل به این اصل، می‌تواند انسان را به طور کامل از ارتکاب به گناه بر حذر دارد. با این وجود در دنیای امروز، تأثیر جمله «این مکان مجهز به دوربین مداربسته است»، از جمله «عالم محضر خداست در محضر خدا نکنیم» بیشتر است؛ زیرا انسان مطمئن است که در صورت ارتکاب یک خطا و دیدن آن توسط دوربین، با او برخورد شده و آبرویش می‌رود اما خدا ستار العیوب است و آبروی فرد را حفظ می‌کند.
خدا در قرآن می‌فرماید: «الم یعلم بان الله یری» یعنی آیا نمی‌دانند خدا می‌بیند؟
طرح این جمله به صورت استفهام انکاری و نشان دهنده اهمیت این اصل است. اگر با تمام وجود به این حقیقت و فهم دست یابیم که خدا و امام زمان ناظر بر اعمال ما هستند، به شدت به رفتار خود توجه می‌نماییم. زیرا به مفهوم واقعی عظمت خداوند را درک کرده‌ایم و این مسئله باعث گردیده است که کوچک‌ترین گناهان در نظر ما به بزرگ‌ترین معصیت‌ها بدل گردد.

بخش سوم(بخش دوم): 

اصل عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنیم
توجه و درک نکته «عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنیم» یکی از اصول می‌باشد. توجه به این اصل، می‌تواند انسان را به طور کامل از ارتکاب به گناه بر حذر دارد. با این وجود در دنیای امروز، تأثیر جمله «این مکان مجهز به دوربین مداربسته است»، از «جمله عالم محضر خداست در محضر خدا نکنیم» بیشتر است؛ زیرا انسان مطمئن است که در صورت ارتکاب یک خطا و دیدن آن توسط دوربین، با او برخورد شده و آبرویش می‌رود اما خدا ستار العیوب است و آبروی فرد را حفظ می‌کند.

خدا در قرآن می‌فرماید: «الم یعلم بان الله یری» یعنی آیا نمی‌دانند خدا می‌بیند؟

طرح این جمله به صورت استفهام انکاری و نشان دهنده اهمیت این اصل است. اگر با تمام وجود به این حقیقت و فهم دست یابیم که خدا و امام زمان ناظر بر اعمال ما هستند، به شدت به رفتار خود توجه می‌نماییم. زیرا به مفهوم واقعی عظمت خداوند را درک کرده‌ایم و این مسئله باعث گردیده است که کوچک‌ترین گناهان در نظر ما به بزرگ‌ترین معصیت‌ها بدل گردد.


اصل کنترل ورودی‌ها
یکی از راه‌های اصلی جلوگیری از ارتکاب گناه، کنترل ورودی‌های بدن می‌باشد. این ورودی‌ها هم مواد غذایی و خوراکی‌ها را شامل می‌شود و هم مطالب و محسوساتی که از طریق حواس پنج گانه خود دریافت می‌نماییم.

در توضیح باید گفت، توجه به این نکته ضروری است که خوردن مال حرام، ارتکاب به گناه را آسان‌تر خواهد کرد و کسی که خود از مال حرام استفاه کرده است و اسباب و وسایل استفاده عده‌ای از این مال را فراهم آورده است، در واقع، زمینه ارتکاب گناه را فراهم آورده است.

به این دلیل است که امام حسین (ع)، اصلی‌ترین علت دشمنی سپاه عمر بن سعد با خود و نپذیرفتن صحبت ایشان را، خوردن مال حرام می‌داند. در واقع به نظر می‌رسد یکی از علل اصلی اشاره امام به خوردن لقمه حرام توسط کوفیان، تاکید بر این نکته بوده است که استفاده از مال حرام، می‌تواند انسان را به جایی برساند که حتی در مقابل امام معصوم نیز بایستد و او را به شهادت برساند؛ مال حرام می‌تواند از جانباز جنگ صفین، که در رکاب حضرت علی (ع) جنگیده است، کسی مانند شمر بسازد.

در توضیح باید گفت یکی از ویژگی‌های اصلی شمر علاوه بر حسودی، شکم‌پرستی، طعنه زنی و خوردن مال حرام بوده است. از این روست که ما هنگام لعن به شمر و تمام دشمنان اباعبدالله الحسین (ع) در واقع بر تمام صفات و ویژگی‌هایی که زمینه دشمنی فرد با امام معصوم را فراهم می‌سازد لعن می‌کنیم و باید سعی بر این داشته باشیم که از این صفات اجتناب نماییم.

نکته لازم به ذکر این است که فهم دشمن از تأثیر مال حرام بر روحیه و اعتقادات مسلمانان باعث گردیده است که به طراحی سیستم‌هایی اقدام نماید که مال حرام را وارد زندگی مسلمانان نموده و اموال مسلمانان را آلوده به ربا و نزول نماید.

مصداق دیگر کنترل وردی‌ها می‌تواند ورودی چشم و گوش باشد. نه تنها باید از ورود نگاه حرام جلوگیری نماییم بلکه باید به این مهم توجه داشته باشیم که از ورود داده‌هایی که فی نفسه حلال است اما تمایل و کشش رسیدن به آن‌ها، زمینه ارتکاب گناه را در ما فراهم می‌آورد اجتناب نماییم. مانند کسی که تمایل بسیار زیاد به داشتن ماشین‌های مدرن و گران قیمت باعث رفتن او به سمت کسب مال حرام می‌شود.

بنابراین باید به ورودی‌های بدن توجه داشت و آن‌ها را کنترل کرد تا زمینه ارتکاب گناه در ما پدیدار نگردد