قسمت اول(بخش اول):


بسم الله الرحمن الرحیم

در آداب و معارف الهی، بر خلاف گفته رایج، انسان جایز الخطا نمی‌باشد بلکه ممکن الخطاست. یعنی اجازه انجام گناه و خطا را ندارد اما در صورت انجام آن راه توبه و بازگشت به سوی خدای متعال باز بوده و حتی به شرط شناخت عمیق از ضعف خود و ترمیم آن، به درجه ای بالاتر از مقام و مرتبه پیشین خود، دست پیدا می‌کند.

اولین نکته ای که ذکر آن ضروری می‌باشد این است که خودشناسی اصلی‌ترین راهکار دوری از گناه می‌باشد. یعنی انسان با شناخت خود و یافتن بیماری‌های روحی و اعتقادی خود، می‌تواند، با امداد الهی، به درمان و اصلاح خود پرداخته و به تدریج، از هرگونه فریفته شدن توسط شیطان جلوگیری نماید. بنابراین، اولین گام برای مبارزه با شیطان، خودشناسی و یافتن راه‌های نفوذ شیطان به فرد می‌باشد.

نکته ای که بارها در قرآن و روایات معصومین به آن اشاره شده است، این می‌باشد که شیطان، ارائه کننده گناه بوده و هیچ کس را مجبور به انجام گناه نگرده است؛ از این روست که اعتراض گناهکاران مبنی بر فریفته شدن توسط شیطان، در روز قیامت از سوی خداوند، پذیرفته نمی‌باشد.

بر طبق آیات قرآن و احادیث اهل بیت، شیطان، از طریق اتخاذ وسایل و حرکت در مسیرهای مختلف، به انسان حمله می‌کند و شناخت این راه‌ها و وسایل، پس از خودشناسی، اصلی‌ترین گام برای مقابله با شیطان می‌باشد.

وحی:

اولین نوع حمله شیطان به انسان برای به انحراف کشیدن او، «وحی» است. در توضیح باید گفت، همان گونه که وحی الهی وجود داشته و حتی به انسان‌های عادی غیر از پیامبران هم القاء گشته که از آن در تعابیر رایج به عنوان «الهام» یاد می‌گردد، وحی شیطانی نیز، وجود دارد. از این رو در احادیث مطروحه از ائمه معصومین، بر این نکته تاکید شده است که قلب انسان دو گوش دارد گوشی که صحبت شیطان را می‌شوند و گوشی که شنوای صحبت خداوند رحمن است.

باید توجه داشت، انسان، انتخاب کننده اصلی در شنیدن وحی الهی یا وحی شیطانی می‌باشد؛ یعنی انسان است که مشخص می‌کند دل و گوش خود را به صحبت و وحی خدای رحمن بسپارد و یا دل در گروی شیطان قرار دهد.

نکته مهم دیگر این است که ما قادر به خاموش کردن صوت شیطان نیستیم و صدای او تنها با ظهور «حضرت بقیه الله الاعظم» خاموش می‌گردد. اما ما می‌توانیم نفس خود در مسیری تربیت کنیم که از گوش سپردن به شیطان، اجتناب نماید. در غیر این صورت، مطابق با آیات قرآن، انسانی که گوش به وحی شیطان بسپارد، به اولیاء شیطان یعنی کسی که ولایت شیطان را پذیرفته است، بدل خواهد شد.

وحی یعنی ارتباط سریع و پنهانی با منبع وحی، و همان گونه که پیش از این اشاره گردید، برای مقابله با وحی شیطانی باید خودشناس بود، یعنی لازم است انسان تشخیص دهد و این دقت را داشته باشد که دریابد آن چه درون او در حال وقوع است و او را به انجام کاری سوق می‌دهد از سوی شیطان به او وحی گردیده است.

پس از شناسایی این منبع، انسان می‌تواند با ذکر و یاد خدا، از شر شیطان و وحی او خلاصی یافته و به درگاه مقدس الهی پناه برد و اعتراف نماید که بدون خدا و پشتیبانی او نمی‌تواند در مقابله با شیطان موفق گردد.

در طی این مسیر، اهل بیت به عنوان کشتی نجات انسان از دریای متلاطم گناه، اصلی‌ترین وسیله برای نجات انسان از شر شیطان و هدایت او به سمت خدای متعال می‌باشند.

نکته ای که ذکر آن ضروری است این می‌باشد که پس از حمله وحیانی شیطان و شناخت انسان از ضعف خود و مقابله با آن و انجام توبه از ارتکاب گناه، این خودشناسی و توبه اسباب تعالی مقام و مرتبت انسان نزد خداوند را فراهم می‌آورد؛ از این جهت باید گفت در دستگاه آفرینش الهی، حتی ابلیس ملعون نیز می‌تواند به عنوان یک فرصت برای فرد مؤمن تلقی شود که اسباب خودشناسی و تعالی او را فرآهم آورده است.

از این روست که پس از ترک اولی توسط حضرت آدم (ع) و توبه او با استعانت از کلمات الهی، جایگاه و منزلت او نزد خدای متعال افزایش یافت و مطابق آیه ۱۲۲ سوره طه (گوید ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَیهِ وَ هَدی) مقام حضرت آدم پس از توبه و ترمیم خود، از پیش از گناه، بالاتر رفت.*

البته این به آن معنا نمی‌باشد که انسان اجازه انجام گناه را به امید توبه و ارتقای جایگاه داشته باشد بلکه بدین مفهوم است که اگر گناه اسباب خودشناسی فرد را فراهم آورد و باعث شناخت ضعف‌های او و تلاش برای ترمیم آن‌ها گردد، می‌تواند اسباب ارتقای جایگاه انسان را فراهم آورد.

قسمت اول (بخش دوم):

 
بسم الله الرحمن الرحیم 


در مقاله شماره یک، به یکی از روش‌های اصلی شیطان برای گمراه ساختن انسان یعنی القای وحی شیطانی اشاره کردیم و یادآور شدیم با وجود این که شیطان دشمنی آشکار برای انسان است و بر گمراه ساختن او، قسم یاد کرده است، اما در پازل خداوند تعریف شده و اسباب امتحان بندگان و جداساختن سره از ناسره را فراهم می‌آورد. در این شماره، قصد داریم، به دو روش دیگر شیطان برای گمراه ساختن انسان و دور کردن او از هدف اصلی اشاره نماییم.
وسوسه
روش دیگر گمراه ساختن انسان توسط شیطان، وسوسه می‌باشد. وسوسه، صدای بسیار ضعیفی که همراه خود شر می‌آورد. شیطان وسوسه کننده است و خود انسان، عامل به آن است. در اصل، شیطان با تحریک نفس انسان، به وسوسه آن می‌پردازد. از این روست که برخی، حمله شیطان را قبول ندارند؛ زیرا شیطان به نفس انسان پیشنهاد می‌دهد و برخی گمان می‌کنند این ایده و فکر، از سوی خود آن‌ها بوده و تمایل ایستادگی در برابر خود را ندارند.
بنابراین در مرحله اول باید تشخیص دهیم که یک ایده و یا تفکر که در ذهن ما در حال رشد است، متعلق به ما نیست بلکه از سوی شیطان بوده و باید با آن مقابله کرد.*
از تاکتیک‌های مبارزه با شیطان برای ترک گناه، خراب کردن پل‌های پشت سر و از بین بردن اسباب و وسایل ارتکاب گناه می‌باشد. در این حالت است که به تدریج، نفس ما تربیت شده و به جایی می‌رسد که حتی در صورت وجود این ابزار و وسایل، به سمت گناه، حرکت نخواهد کرد.
باید توجه داشت که شیطان با وسوسه نه تنها امر به منکر که نهی از معروف نیز انجام می‌دهد. وقتی انسان قصد انجام کار نیکی را دارد، شیطان، سعی در بازداشتن انسان از انجام آن کار را دارد و گاهی نیز ممکن است کار نیک دیگری که اجر و پاداش کمتری دارد را به او پیشنهاد دهد؛ یعنی انسان را میان دو خیر مخیر می‌سازد.
در این مرحله، راه تشخیص مسیر صیحیح باز هم توجه به نفس است؛ یعنی بررسی کنیم و ببینیم که نفس ما به کدام یک از آن اعمال تمایل بیشتری دارد و از انجام آن اجتناب کنیم همچنین از خدا بخواهیم که نور اعمال را به ما نشان دهد تا متوجه شویم که کدام عمل، نور بیشتری دارد و انجام آن را انتخاب نماییم.
القای امنیه باطل
بر هر انسانی لازم است که دو نوع هدف در زندگی خود داشته باشد: سؤل و اُمنیه
سؤل اصلی‌ترین هدف و آرزو فرد در زندگی می‌باشد که مسیر اصلی زندگی او را برای رسیدن به آن، ترسیم می‌کند. باید گفت، با وجود این که سؤل اصلی‌ترین هدف یک انسان در زندگی است اما بسیاری از آن غافل می‌باشند یعنی نمی‌دانند هدف اصلی آن‌ها از زندگی چه می‌باشد؛ مثل رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی و یا تلاش برای ظهور.
امنیه یعنی اهداف و آروزهای اصلی ما که به اصلی‌ترین آرزو یعنی سؤل ما ختم می‌شود. برای رسیدن به سؤل، امنیه‌های مختلف اما مرتبط با هم وجود دارند. باید امنیه آنچنان در راستای سؤل باشد که گویی همان سؤل است.
یکی از کارهای شیطان القای امنیه باطل است یعنی آن را تغییر داده و در فرد شوق دستیابی به یک امر باطل را ایجاد می‌کند.
از این رو بسیاری از افراد، پس از رسیدن به یک خواسته خود که در اصل امنیه ای باطل از سوی شیطان بوده است، متوجه می‌شوند از ابتدا مسیر را اشتباه انتخاب کرده و از اصلی‌ترین هدف یعنی سؤل خود فاصله گرفته‌اند.
باید گفت شیطان از این روش یعنی القای امنیه باطل، حتی در مورد پیامبران نیز، استفاده می‌کند که البته به امر الهی، مؤثر واقع نمی‌گردد:
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِک مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِی إِلَّا إِذَا تَمَنَّی أَلْقَی الشَّیطَانُ فِی أُمْنِیتِهِ فَینْسَخُ اللَّهُ مَا یلْقِی الشَّیطَانُ ثُمَّ یحْکمُ اللَّهُ آیاتِهِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکیمٌ –حج-۵۲
«و پیش از تو نیز هیچ رسول و پیامبری را نفرستادیم جز آن که هرگاه آرزو می‌کرد و طرحی برای اهداف رسالت خود می‌ریخت، شیطان در خواسته اول القای شبهه می‌کرد اما خدا آن چه را شیطان القا می‌کرد محو می‌گردانید سپس خدا آیات خود را استوار می‌ساخت
برای فهم این مطلب که یک امنیه شیطانی است و یا در راستای سؤل ما، قرار دارد، یک راهکار اساسی وجود دارد:
وقتی شوق انجام کاری در یک فرد برای رسیدن به یک امنیه به وجود آمد، باید استشاره کند؛ یعنی با اهل فن آن موضوع خاص مشورت کند و پس از اطلاع کامل پیرامون آن موضوع، به بررسی میزان ارتباط و نزدیکی آن امنیه به سؤل خود بپردازد؛ در این حالت است که فرد متوجه خواهد شد برخی امنیه‌ها شیطانی می‌باشند